مرا می شناسی،
چند روزی میهمانت بودم
از لابه لای این همه میهمان سال و ماهت
از میان پری رویان و خوش قامتان میهمانخانه ات
چهره خموده ام را دیدی،
دل تنگی ام را شناختی
بوی نمور خطوط کج و مووج لبانم
که گاهی دستان پر سخاوت تو را
و گاهی دفتر کوچک پوسیده ام را سیاه می کرد را شنیدی
صدایم کردی،
فنجان پر از کلمات آسمانی ات را به من دادی
حالا مرا به یاد آوردی
به خاطر داری حروف ات سنگین ترن درد های درونی ام را بیدار می کرد؟
نترس!
نگران نباش!
گلایه ای نیست!
خواب این شیاطین خموش ، دردهای پیچیده بر رگان وجودم اند
که اندک اندک راه رسیدن هوای تازه بهار را از وجود کبودم می ربایند
بگذار با صدای نی لبک پری چهره ای از خواب هزاران ساله بیدار شوند
اسب ام را زین فولادین ببند لباسی از آتش بر تنم کن
از من روینه تنی بساز تا اهریمنان از بوی تو ، که بافه های تن پوشم کرده ای
به خاک بغلتند
بگذار هوای تازه ای از نسیم بهشت
در سرد ترین سالِ سی و چهارمین قرن زیستنم
همانند حضور لطیف باد لابه لای پرده های حریر
این وجود مسموم را غسل تعمیدی باشد
بگذار طنین اشعار صدایت که از عمیقترین نقطه وجودت
همانند نواله آتشی پر از درد
بر وجود ضعیف این پیر مرد هزاران ساله می تند
بیدارگر حس جوانه ای بر این شاخسار شکسته
در باد های طوفانی سالیان سال باشد
و رهایی را نوید آورد
می آیم و در کنارت می نشینم
به تماشای شکوفایی درختان
که مرا پیام ده بیداری سحر گاهان زیبایی خواهد شد
که شبهای تارک را پایانی ست به روشنایی
و تلالو روزی بهاری در اردیبهشتین ترین اردیبهشت تاریخ
اندکی آرام می شوم
به یارای جوشیدن الغاتی به مانند جوشش چشمه های کوهساران بهاری
تلنبار کلامی که سالیان سکوتم ارمغانم داد
گلویم را فنجان کلام تو ، تَر نمودست
و زبانم از نوای نغمه های تو گشودن گرفت
دیگر بغض کلام راه حظور هوای تازه زایش دوباره را نبسته
مرا زیستنی دوبارست
به تو اعتماد خواهم کرد
به صدایت
به کلامت
به حضور یک پارچه ات که تا بی انتهای بودن دستانم را رها نخواهی کرد
و من تمام حقیقت را بر همه بازگو خواهم کرد
به زایش دوباره ام اعتراف خواهم کرد
تا بدانند حظور نسیم بهار ، نوای زیستن است
باور کنند سکوت بهار نعره بلند سرماست
و بهار راه زایش دوباره است
-
۱۹:۳۹ – ۱۲ بهمن ۸۹ – حمید جولایی
به بهار که شاید نمیداند نغمه هایش حظور زندگیست حتا اگر در پس سردترین زمستانش ، نوازش آغاز کند. بهارا از زایشت باز نایست که توقف ات ماندگاری سرماست.